تبليغاتX
art

art

آلبرشت دورر

اين داستان واقعي است و به اواخر قرن 15 بر مي گردد.


در يك دهكده كوچك نزديك نورنبرگ
خانواده اي با 18 فرزند زندگي مي كردند. براي امرار معاش اين خانواده بزرگ، پدر مي بايستي 18 ساعت در روز به هر كار سختي كه در آن حوالي پيدا مي شد تن مي داد.

در همان وضعيت اسفباك آلبرشت دورر و برادرش آلبرت (دو تا از 18 فرزند) رويايي را در سر مي پروراندند. هر دوشان آرزو مي كردند نقاش چيره دستي شوند، اما خيلي خوب مي دانستند كه پدرشان هرگز نمي تواند آن ها را براي ادامه تحصيل به نورنبرگ بفرستد.
يك شب پس از مدت زمان درازي بحث در
رختخواب، دو برادر تصميمي گرفتند. با سكه قرعه انداختند و بازنده مي بايست براي كار در معدن به جنوب مي رفت و برادر ديگرش را حمايت مالي مي كرد تا در آكادمي به فراگيري هنر بپردازد، و پس از آن برادري كه تحصيلش تمام شد بايد در چهار سال بعد برادرش را از طريق فروختن نقاشي هايش حمايت مالي مي كرد تا او هم به تحصيل در دانشگاه ادامه دهد...
آن ها در صبح روز يك شنبه در يك كليسا
سكه انداختند. آلبرشت دورر برنده شد و به نورنبرگ رفت و آلبرت به معدن هاي خطرناك جنوب رفت و براي 4 سال به طور شبانه روزي كار كرد تا برادرش را كه در آكادمي تحصيل مي كرد و جزء بهترين هنرجويان بود حمايت كند. نقاشي هاي آلبرشت حتي بهتر از اكثر استادانش بود. در زمان فارغ التحصيلي او درآمد زيادي از نقاشي هاي حرفه اي خودش به دست آورده بود.
وقتي هنرمند جوان به دهكده اش برگشت،
خانواده دورر براي موفقيت هاي آلبرشت و برگشت او به كانون خانواده پس از 4 سال يك ضيافت شام برپا كردند. بعد از صرف شام آلبرشت ايستاد و يك نوشيدني به برادر دوست داشتني اش براي قدرداني از سال هايي كه او را حمايت مالي كرده بود تا آرزويش برآورده شود، تعارف كرد و چنين گفت: آلبرت، برادر بزرگوارم حالا نوبت توست، تو حالا مي تواني به نورنبرگ بروي و آرزويت را تحقق بخشي و من از تو حمايت ميكنم.
تمام سرها به انتهاي ميز كه آلبرت
نشسته بود برگشت. اشك از چشمان او سرازير شد. سرش را پايين انداخت و به آرامي گفت: نه! از جا برخاست و در حالي كه اشك هايش را پاك مي كرد به انتهاي ميز و به چهره هايي كه دوستشان داشت، خيره شد و به آرامي گفت: نه برادر، من نمي توانم به نورنبرگ بروم، ديگر خيلي دير شده، ‌ببين چهار سال كار در معدن چه بر سر دستانم آورده، استخوان انگشتانم چندين بار شكسته و در دست راستم درد شديدي را حس مي كنم، به طوري كه حتي نمي توانم يك ليوان را در دستم نگه دارم. من نمي توانم با مداد يا قلم مو كار كنم، نه برادر، براي من ديگر خيلي دير شده...
بيش از 450
سال از آن قضيه مي گذرد. هم اكنون صدها نقاشي ماهرانه آلبرشت دورر قلمكاري ها و آبرنگ ها و كنده كاري هاي چوبي او در هر موزه بزرگي در سراسر جهان نگهداري ميشود.
يك روز آلبرشت دورر براي قدرداني از
همه سختي هايي كه برادرش به خاطر او متحمل شده بود، دستان پينه بسته برادرش را كه به هم چسبيده و انگشتان لاغرش به سمت آسمان بود، به تصوير كشيد. او نقاشي استادانه اش را صرفاً دست ها نام گذاري كرد اما جهانيان احساساتش را متوجه اين شاهكار كردند و كار بزرگ هنرمندانه او را "دستان دعا كننده" ناميدند.


+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/09/02ساعت 14:58  توسط ماتیلدا  | 

نقاشی

ايران به دنيا يک هنر مخصوص را عرضه کرده است که در نوع خودش بي مانند است.  (Basil Gray)

تاريخ هنر نقاشي در ايران به زمان غارنشيني برميگردد. در غارهاي استان لرستان تصاوير نقاشي شده از حيوانات و تصاوير کشف شده است.  نقاشيها بوسيله (W.Semner) بر روي ديواره هاي ساختمانها در ملاير و فارس که به 5000 سال پيش تعلق دارند کشف شده است.

نقاشي هاي کشف شده در مناطق تپه سيالک و لرستان بر روي ظروف سفالي، ثابت مي کند که هنرمندان اين مناطق با هنر نقاشي آشنايي داشته اند.

p114.jpg (58529 bytes)

همچنين نقاشيهايي از دوران اشکانيان، نقاشي هاي معدودي بر روي ديوار، که بيشتر آنها از قسمتهاي شمالي رودخانه فرات بدست آمده، کشف شده است. يکي از اين نقاشيها منظره يک شکار را نشان ميدهد.  وضعيت سوارها و حيوانات و سبک بکار رفته در اين نقاشي ما را بياد منياتورهاي ايراني مي اندازد.

در نقاشيهاي دوران هخامنشي، نقاشي از روي چهره بر ساير نقاشي هاي ديگر تقدم داشت. تناسب و زيبايي رنگها از اين دوران، بسيار جالب توجه است. نقاشي ها بدون سايه و با همديگر هماهنگي دارند. در بعضي از موارد، سطوح سياه پر رنگ را محدود کرده اند.

ماني، (پيامبر و نقاش ايراني)، که در قرن سوم زندگي ميکرد، يک نقاش با تجربه و ماهر بود. نقاشي هاي او يکي از معجزاتش بود.

نقاشي (Torfan) که در صحراي گال استان ترکستان در چين بدست آمد، مربوط است بسال 840 تا 860 بعد از ميلاد. 

اين نقاشي هاي ديوارنما مناظر و تصاوير ايراني را نمايش ميدهند. همچنين تصاوير شاخه هاي درختي در اين نقاشي ها وجود دارند. باستاني ترين نقاشي هاي دوران اسلامي، که بسيار کمياب است، در نيمه نخست قرن سيزدهم به وجود آمده بودند. مينياتورهاي ايراني (طرح هاي خوب و کوچک) بعد از سقوط بغداد در سال 1285 ميلادي بوجود آمدند.  از آغاز قرن چهاردهم کتابهاي خطي بوسيله نقاشي از صحنه هاي جنگ و شکار تزئين شدند.

p115.jpg (293501 bytes)

چين از قرن هفتم به بعد به عنوان يک مرکز هنري، مهمترين انگيزه براي هنر نقاشي در ايران بود. از آن به بعد يک رابطه بين نقاشان بودائي چيني و نقاشان ايراني بوجود آمده است.

از لحاظ تاريخي، مهمترين تکامل در هنر ايراني، تقبل طرحهاي چيني بوده است که با رنگ آميزي که ادراک ويژه هنرمندان ايراني است مخلوط شده بود.  زيبايي و مهارت خارق العاده نقاشان ايراني واقعاً خارج از توصيف است. در قرن اول اسلامي، هنرمندان ايراني زينت دادن به کتابها را شروع کردند. 

کتابها با سرآغاز و حاشيه هاي زيبا رنگ آميزي و تزئين شده بود. اين طرحها و روشها از يک نسل به نسل ديگر با همان روش و اصلوب منتقل مي شد، که معروف است به "هنر روشن سازي".  هنر روشن سازي و زيبا کردن کتابها در زمان سلجوقيان و مغول و تيموريان پيشرفت زيادي کرد. شهرت نقاشي هاي دوران اسلامي شهرت خود را از مدرسه بغداد داشت.  

مينياتورهاي مدرسه بغداد، کلاً سبک و روشهاي نقاشي هاي معمولي پيش از دوره اسلامي را گم کرده است.  اين نقاشي هاي اوليه و بدعت کارانه فشار هنري لازم را ندارند.  مينياتورهاي مدرسه بغداد اصلاً متناسب نيستند. تصاوير نژاد سامي را نشان ميدهد؛ و رنگ روشن استفاده شده در آن نقاشي را. هنرمندان مدرسه بغداد پس از سالها رکود مشتاق بودند که آيين تازه اي را بوجود آورده و ابتکار کنند. نگاه هاي مخصوص اين مدرسه، در طرح حيوانات و با تصاوير شرح دادن داستانها است.

اگر چه مدرسه بغداد، هنر پيش از دوره اسلامي را تا حدي در نظر گرفته بود، که بسيار سطحي و بدوي بود، در همان دوره هنر مينياتور ايراني در تمام قلمرو اسلامي از آسياي دور تا آفريقا و اروپا پخش شده بود.

p116.jpg (239273 bytes)

از ميان کتابهاي مصور به سبک بغداد ميتوان به کتاب "کليله و دمنه" اشاره کرد. تصاوير نامتناسب و بزرگتر از حد معمول رنگ شده است؛ و فقط رنگهاي معدودي در اين نقاشيها بکار رفته است.

بيشتر کتابهاي خطي قرن سيزدهم، افسانه ها و داستانها، با تصاويري از حيوانات و سبزيجات تزئين شده است. يکي از قديمي ترين کتابهاي کوچک طراحي شده ايراني بنام "مناف الحيوان" در سال 1299 ميلادي بوجود آمده است. اين کتاب مشخصات حيوانات را شرح ميدهد. در اين کتاب تاريخ طبيعي با افسانه در هم آميخته شده است.

موضوعات اين کتاب که تصاوير بسياري دارد، براي آشنايي با هنر نقاشي ايراني بسيار مهم است. رنگها روشن تر و از روش مدرسه بغداد که روشي قديمي بود جلوتر است. 

پس از هجوم مغولان، يک مدرسه جديد در ايران به نظر ميرسيد. اين مدرسه تحت تأثير از هنر چيني و سبک مغول بود. اين نقاشي ها همه خشک و بي حرکت و خالص و يکسان، مانند سبک چيني است.

بعد از حمله مغول به ايران، آنها تحت تأثير از هنر ايراني، نقاشان و هنرمندان را تشويق کردند. در ميان نقاشي هاي هنرمندان ايراني ميتوان سبک مغول هم مشاهده کرد، لطافت ها، ترکيبات آرايشي، و خطوط کوتاه خوب که ميتوان آنها را بشمار آورد. نقاشي هاي ايراني بصورت خطي و نه ابعادي مي باشد. هنرمندان در اين زمينه از خود يک خلاقيت و اصالت نشان داده اند. 

هنرمندان مغول دادگاه سلطنتي نه فقط به تکنيک بلکه به موضوعات ايراني هم احترام گذاشتند. يک بخش از کارشان شرح دادن به آثار ادبي ايران مانند شاهنامه فردوسي بود. ميان موضوعات مختلف بيشترين علاقه آنها به تصويريسم (کتابهاي با تصاوير زياد) بود. 

بر خلاف مدارس مغول و بغداد بيشترين کارها از مدرسه هرات بجا مانده است. مؤسس اين سبک نقاشي مدرسه هرات بود؛ که از نياکان تيموريان بودند و اين مدرسه را بخاطر محل تأسيس آن مدرسه هراتي ناميدند.

p118.jpg (179405 bytes)

متخصاص هنر نقاشي بر اين باورند، که نقاشي در ايران در دوران تيموري به اوج خود رسيده بود. در طول اين دوره استادان برجسته اي، همچون کمال الدين بهزاد، يک متد جديد را به نقاشي ايران عرضه کرد. در اين دوره (تيموريان) که از سال 1370 تا 1405 ميلادي به طول انجاميد؛  هنر نقاشي و کوچک سازي به بالاترين درجه کمال رسيده و بسياري از نقاشان مشهور عمرشان را بر سر اينکار گذاشته اند.

دو کتاب با ارزش از زمان بايسغر باقي مانده است؛ يکي کتاب "کليله و دمنه" و ديگري کتاب "شاهنامه". هنر کوچک ايراني در کتاب شاهنامه که در سال 1444 ميلادي در شيراز رنگ آميزي شده است، بخوبي مشخص است.

يکي از اين طرح ها نشان دادن يک منظره زيبا از يک دادگاه ايراني است که به سبک چيني رنگ آميزي شده است. کاشي هاي سفيد و آبي ايراني همراه با فرشهاي زيباي ايراني بصورت هندسي نقش شده است. در يکي از کتابهاي دستنويس "خمسه نظامي گنجوي"، سيزده مينياتور زيبا بوسيله "ميرک" کشيده شده است.

p123.jpg (119074 bytes)

ساختگي بودن، حساسيت، و هنر نقاشي هاي بغداد از طرحهاي کشيده شده در کتاب "خمسه نظامي" کاملا مشهود است. اين قطعه با ارزش و فوق العاده هم اکنون در موزه بريتانيا قرار دارد. در اين قسمت از معماران و مهندسان مشغول ساختمان سازي هستند. اين نقاشي در سال 1494 ميلادي در هرات نقاشي شده است.

بهزاد، بهترين استاد سبک مدرسه هراتي، اين هنر را بسيار بسط داد. او سبک را اختراع کرد که قبل از او هرگز استفاده نشده بود.

يکي از برجسته ترين کارها کتاب شاهنامه فردوسي است که در کتابخانه گلستان ايران قرار دارد. اين شاهنامه در زمان سلطان بايسغر که يکي از شاهزادگان تيموري بود؛ به سبک مدرسه هراتي نقاشي شده است.

نقاشي هاي اين کتاب از نگاه رنگ آميزي و تناسب ترکيب دهنده تصاوير، در بالاترين حد زيبايي و استحکام قرار دارد. 

p124.jpg (88086 bytes)

در دوران صفويه مرکزيت هنر به شهر تبريز آمد. و برخي از هنرمندان هم در شهر قزوين ماندگار شدند. اما اصل سبک نقاشي صفويه در شهر اصفهان بوجود آمد. 

مينياتورهاي ايراني، در دوره صفويه در شهر اصفهان، از سبک چيني جدا شده و قدم در راهي جديد نهاد. اين نقاشان بعدها به سبک طبيعي متمايل شدند.  رضا عباسي مؤسس سبک "مدرسه نقاشي صفوي" بود. در نقاشي هاي دوران صفوي دگرگوني بسيار عالي در نقاشي ايراني رخ داد.

طرحهاي اين دوره يکي از بهترين و زيبا ترين و با سليقه ترين طرحهاي نقاشان ايراني است که نشان دهنده ذوق نقاشان ايراني است. مينياتورهاي خلق شده در اين دوره(مدرسه صفوي)،  هيچکدام منحصراً با هدف مزين کردن کتابها کشيده نشده اند. سبک صفوي بسيار بهتر و ملايم تر از سبک مدرسه تيموريان (هراتي) و مخصوصاً سبک مغولي است.

p117.jpg (291231 bytes)

در نقاشي نقاشان دوران صفوي آشکار شدن تخصص آنها در اين رشته بوضوح مشخص است. بهترين معرف از اين دوره نقاشي هاي هستند که در عمارت چهل ستون و عالي قاپو کشيده شده است. 

در نقاشي هاي صفوي، موضوع اصلي شکوه و زيبايي اين دوره است. موضوعات نقاشي ها بيشتر حول محور بارگاه سلاطين، اشراف زادگان، کاخ هاي زيبا، مناظر زيبا و صحنه هايي از جنگ ها است.

در اين نقاشي ها انسانها با لباسهاي پرخرج نخ کشي، صورتهايي زيبا و مجسمه هاي ظريف رنگين به طور پر هيجان روشن به تصوير کشيده شده است. هنر نقاشي در طول دوران صفوي هم زياد و هم داراي کيفيت بهتر شد. در اين نقاشي ها آزادي بيشتر و مهارت و دقت بيشتر مشهود است.

هنرمندان بيشتر به اصول کلي پرداخته و از جزئيات غير ضروري اجتناب، که در شيوه هراتي و تبريزي بکار رفته بود، خودداري کردند. صافي خطوط، بيان زود احساسات و متراکم شدن موضوعات از مشخصات سبک نقاشي صفوي است. از آنجاييکه در اواخر دوران صفوي، از لحاظ جنبه فکري اختلافات جزئي در رنگ آميزي بوجود آورد، ميتوان به ظهور سبک اروپايي در اين نقاشي ها پي برد.

نقاشي هاي دوران قاجاريه (قرن شانزدهم ميلادي) يک ترکيبي از سبک هنرهاي اروپايي کلاسيک و سبک و تکنيک مينياتورهاي دوران صوفي است. در اين دوران "محمد غفاري (کمال الملک)" سبک کلاسيک اروپايي را در ايران رواج داد. در اين دوران سبکي از نقاشي بوجود آمد که بنام "قهوه خانه" شناخته شد. اين نوع نقاشي يک پديده جديد در تاريخ هنر ايراني است. سبک "قهوه خانه" عامه پسند و مذهبي است. موضوعات اين سبک بيشتر تصاوير پيامبران و امامان، شعائر مذهبي، جنگها و نام آوران ملي بودند. "قهوه خانه ها" رفته رفته جاي خود را در بين مردم معمولي باز نمودند. در اين مکان داستان سرايان و نقالان داستانهاي حماسي و مذهبي را براي مردم بازگو ميکردند. هنرمندان همان داستانها را بر روي ديوارهاي اين "قهوه خانه ها" نقاشي کرده بودند. قبلا در گذشته که پادشاهان و اشراف زادگان نقاشان را پشتيباني ميکردند؛ اما اينبار هنرمندان به درخواست مردم عادي آن مناظر را بر روي ديوارها ميکشيدند و به اين کار علاقمند بودند.

در بيشتر اين قهوه خانه ها اين مناظر که بيشتر به درخواست عمومي بود رنگ آميزي شده بود. زيباترين مثالها در موزه اصلي تهران و همينطور در بعضي از موزه هاي خصوصي داخل و خارج از کشور نگهداري ميشود. نقاشي هاي ايراني، يک نوع ملاحت را که بي شباهت به هر چيز ديگر است به تماشاگر عرضه ميکند. آنها يک ارتباط بيکران با داستانهاي حماسي نگه داشته اند. نقاشي ايراني، بعنوان يکي از بزرگترين سبکهاي نقاشي در آسيا مطرح است. آسمان هاي روشن (آبي)، زيبايي شگفت انگيز شکوفه ها و در ميان آنها انسانهايي که دوست ميدارند و انسانهايي که تنفر دارند، خوشگذران و افسرده، به موضوعات مختلف نقاشان ايراني شکل ميدهند.  



 

p126.jpg (109580 bytes)
منبع:www.farhangsara.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/08/14ساعت 21:32  توسط ماتیلدا  | 

جمله زیبا

در جهان هرگز نشو مدیون احساس کسی
تا نباشد رایگان مهرت گروگان کسی
گوهر خود را مزن بر سنگ هر ناقابلی
صبر کن پیدا شود گوهر شناس قابلی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/07/30ساعت 13:22  توسط ماتیلدا  | 

دست خدا

کودک زمزمه کرد:خدایا با من حرف بزن.
و یک چکاوک در مرغزار نغمه سر داد.
کودک نشنید.
او فریاد کشید:خدایا با من حرف بزن.
صدای آسمان غرومبه آمد.
اما کودک گوش نکرد.
او به دور وبرش نگاه کرد وگفت:
خدایا!بگذار تو را ببینم.
ستاره ای درخشید.اما کودک ندید.
او فریاد کشید:خدایا!معجزه کن.
نوزادی چشم به جهان گشود.اما کودک نفهمید.
او از سر نا امیدی گریه سر داد:
خدایا!به من دست بزن.بگذار بدانم کجایی.
خدا پایین آمد و بر سرکودک دستی کشید.
اما کودک دنبال یک پروانه کرد.
او هیچ نیافت و از آنجا دور شد.

نویسنده:راویندارا کومار کرنانی

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/07/21ساعت 17:40  توسط ماتیلدا  | 

عکس خدا در اشک عاشق است

قصره دلش دریا میخواست.خیلی وقت بود که به خدا گفته بود.هربار خدا میگفت:"از قطره تا دریا راهیست طولانی.راهی از رنج وعشق وصبوری.هر قطره را لیاقت دریانیست."
قطره عبورکرد و گذشت.قطره پشت سرگذاشت.قطره ایستاد و منجمدشد.قطره روان شد و راه افتاد.قطره از دست داد وبه اسمان رفت.و هربار چیزی از رنج و عشق وصبوری اموخت.
تا روزی که خدا گفت:"امروز روز توست.روز دریاشدن."
خداقطره را به دریا رساند.قطره طعم دریا را چشید.طعم دریاشدن را.اما...
روزی قطره به خدا گفت":از دریابزرگتر هم هست؟"خداگفت:"هست"
قطره گفت:"پس من ان را میخواهم.بزرگترین را.بی نهایت را."

خدا قطره را برداشت و در قلب آدم گذاشت و گفت:"این جا بینهایت است"
آدم عاشق بود.دنبال کلمه ای می گشت تا عشق راتوی آن بریزد.اما هیچ کلمه ای توان سنگینی عشق را نداشت.آدم همه ی عشقش را توی یک قطره ریخت.
قطره از قلب عاشق عبور کرد.و وقتی که قطره از چشم عاشق چکید خدا گفت:"حالا تو بی نهایتی زیرا که عکس من در اشک عاشق است."

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/07/13ساعت 1:16  توسط ماتیلدا  | 

نقاشی های رمانتیک هیتلر دیکتاتور قرن بیستم

نقاشیهای رمانتیک هیتلر دیکتاتور قرن بیستم +تصاویر!!

او که مجبور بود در خیابانها زندگی کند، هروقت سرخورده و بی‌پول می‌شد نقاشیهایش را به توریستها می‌فروخت و پولها را برای...

همه هیتلر را به عنوان سردمدار قتل و جنایت می‌شناسند. اما تعداد کمی ‌از مردم می‌دانند که او نقاشیهای خیلی زیادی هم کشیده و بیشتر روی گلها، کلیساها و کشورها تمرکز می‌کرده است.
هیتلر، دیکتاتور شکست خورده در جنگ جهانی دوم، نقاشیهای رنگ روغن و آبرنگ خیلی زیادی خلق کرد. علاوه بر کشتن ده‌ها میلیون نفر از مردم، مثل کشتار دسته جمعی شش میلیون یهودی، هیتلر عادت داشت گلها و کلیساها را به عنوان مدل نقاشی خود انتخاب کند.!

رزها
 
نقاشی هیتلر
  
هیتلر قبل از اینکه درگیر سیاست شود چندین بار برای وارد شدن به آکادمی ‌هنرهای زیبای وین تلاش کرده و به آینده کار هنری‌اش امیدوار بود. او که مجبور بود در خیابانها زندگی کند، هروقت سرخورده و بی‌پول می‌شد نقاشیهایش را به توریستها می‌فروخت و پولها را برای غذا خوردن در رستوران خرج می‌کرد.
 
کلیسای جامع در وین
 
نقاشی هیتلر

اعتبار و اصل بودن نقاشیهای هیتلر اغلب به راحتی قابل تشخیص نیست؛ چرا که او به ندرت نقاشیهایش را امضا و یا اسم و تاریخ را در آن می‌نوشت. دوستش Reinhold Hanisch، نقاشیهای جعلی هیتلر را در زمان سلطنتش در آلمان می‌فروخت و طوری عمل می‌کرد که هیتلر نمی‌توانست کارش را ثابت کند. وقتی هم که هیتلر جوان بود او را مجبور می‌کرد هر رزو یک نقاشی بکشد و با این کار خسته کننده ترتیبی می‌داد که خوراک و غذای جفتشان تامین شود.
 
نمونه ای از امضای هیتلر
 
امضای هیتلر

 
نمونه ای امضای جعلی هیتلر
 
امضای جعلی هیتلر


مریم مقدس همراه با عیسی مسیح

 
نقاشی هیتلر

نقاشی مریم مقدس و کودک هیتلر باعث جنبش و شور زیادی در بین مسیحیان شد. هیتلر خودش هم مسیحی بود، اما او مسیحی‌ای بود که بدبختی و فلاکت زیادی را در خلال جنگ جهانی دوم به همراه آورد. او مسئول مرگ شش میلیون یهودی و مردمی ‌با فرقه‌های مذهبی دیگر بود.

از سری نقاشیهای هیتلر که نشان دهنده اماکنی است که از سراسر اروپا کشیده است
 
نقاشی هیتلر
 

هیتلر از مکانهایی که دیدن می‌کرد نقاشیهای زیادی می‌کشید. با اینحال او نقاشیهای زیادی در اندازه کارت پستال از کلیساها و اماکن معروف تهیه می‌کرد که توریستها خیلی خوب با این نقاشیها آشنا بودند
 
 
نقاشی هیتلر

او سبکهای مختلفی را تجربه کرد؛ از کار با رنگ روغن تا آبرنگ که این موضع تحقیق درباره اصل بودن نقاشیهای او را مشکل می‌سازد. درحقیقت گفته شده  تعداد زیادی از نقاشیهای هیتلر که قبلا فروخته شده ممکن است جعلی باشند.
 
آرامش و امنیت خاطر صلح جویانه که در نقاشیهایش به تصور کشیده شده، کاملا با وحشیگری و جنایات او در جنگ جهانی دوم متضادند. او شاید تنها کسی باشد که این سئوال را در ذهن ما ایجاد می‌کند: آیا مردی که نقاشیهای رنگارنگ از گلها و کلیساها می‌کشد، می‌تواند مسئول مرگ انسانهای بی گناه زیادی باشد؟!
 
نقاشی هیتلر

 خانه رنگی (آبرنگ)
امضای هیتلر قسمت پایین و سمت چپ
قیمت: 17.999.99 دلار
نقاشی هیتلر
 
قیمت: $27,999.99
 
نقاشی هیتلر
پل
نقاشی سیاه قلم از یک  پل
امضای هیتلر با علامت اختصاری A.H در قسمت پایینی سمت چپ نقاشی
 قیمت این نقاشی 17,999.99  دلار است و هنوز فروخته نشده.
 
 نقاشی هیتلر
 

نامه ای با امضای اصل و مربوط به جنگ جهانی دوم ضمیمه این نقاشی بوده و در آن نامه هم ذکر شده که نقاشی اثر ادولف هیتلر رهبر نازی‌های آلمان و در سال 1913 کشیده شده است.
چنین نقاشیهایی همراه با ضمیمه کاغذی متعلق به رایش سوم اصل بودن نقاشی را می‌رساند و بسیار نادر است.
 
نقاشی هیتلر

عنوان: گلهای ارکیده سفید
نقاشی هیتلر
 
سد قدیمی
$22,999.99
 
نقاشی هیتلر
 منبع:سیمرغ
+ نوشته شده در  شنبه 1388/07/11ساعت 23:22  توسط ماتیلدا  | 

نقاشی های عجیب اما باور کردنی!!!

نقاشی های عجیب اما باور کردنی

جولین بیور نقاشی است که با تکنیک نقاشی با گچ تصاویر سه بعدی بروی کف خیابان می کشد ،او از سال 1990مشغول به کشیدن این تصاویر سه بعدی است

  جولین بیورJulian Beever

یکی از نقاشانی است که  با تکنیک نقاشی با گچ تصاویر سه بعدی بروی کف خیابان می کشد ،او از سال 1990مشغول به کشیدن این تصاویر سه بعدی است این تصاویر  فقط هنگامی که از زوایای درست دیده شوند به شکل سه بعدی دیده می شود .این سبک او بگونه ای یک حقه تصویری است.او همچنین استاد نقاشی در روی سقف یا دیوار به سبک رنگ وروغن است.همچنین در زمینه کلاژ نیز مهارت دارد.او در کشورهای زیادی از جمله بریتانیا،فرانسه ، آلمان ،استرالیا، دانمارک ،اسپانیا،ایالات متحده آمریکا و برزیل کار کرده اند.او در 29 ژانویه 2006به مناسبت جشن سال نو چینی ها در محله چینی بریمنگام نقاشی از اژدها ی چینی به اندازه 3 متر در 3 متر کشیده است . این نقاشی سه روز طول کشید. bbc  طی اقدام جالبی در طی مراحل نقاشی همراه هنرمند بود و از مراحل کار او طی سه روز عکس برداشت تا شرایط سخت کار در هوای سرد و مشکلات ناشی از آن را نشان دهد.
.
 
 
 
 
 

سبک کار او نقاشی با گچ است و این تکنیک محدودیت هایی زیادی دارد از جمله مهمترین آنها آ ب و هوا است  معمولا سه روز طول میکشد تا نقاشی اش پایان گیردو اگر در این بین باران ببارد تمام تلاشهای او نقش بر آب می شود.به گفته خود او باریدن باران به این معنی است که من برای هیچ زحمت کشیدم . اما من کار را بگونه ای تحت کنترل می گیرم که این مشکل پیش نیاید.

به گفته خود او مهمترین بخش کار او گرفتن عکس از کار پایانی است.

او معتقد است که هنر متعلق به همه اقشار مردم است بخصوص برای کسانی که به گالریهای هنری نمی روند.و هنر نباید محدود به گالریها و کتابها شود
.

 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  شنبه 1388/07/11ساعت 21:55  توسط ماتیلدا  | 

گزارش تصویری مشهورترین آثار ون گوگ

گزارش تصويرى مشهورترين آثار ون گوگ

مجموعه گردآوری شده در وین، بزرگترین نمایشگاه آثار ون گوگ، نقاش تابلوی مشهور "گلهای آفتابگردان" ظرف 18 سال اخیر است اما این نخستین بار در طول...
 
 
وین پایتخت اتریش از جمعه شاهد گشایش نمایشگاهی از آثار "ون گوگ"، نقاش و طراح معروف هلندی با عنوان "طرح نقاشی" در موزه البرتینا بوده است كه در آن 51 تابلوی نقاشی و 89 طرح از آثار او از همه نقاط جهان جمع آوری شده است. 
 
ون گوگ در آخرین روزهای عمر خود، پیش از آنكه با شكلیك گلوله به سینه‌اش در سال 1890 به زندگی خود خاتمه دهد، چند تابلوی معروف نقاشی را كشید. "اوور – سور – واز" ، "مزرعه تریگال" و "باغ دوبینیی" از جمله آثار مشهور او در این روزها است.
پس از دو سال زندگی در پاریس، "شهر نور"، ون گوگ به "آرل " در جنوب فرانسه رفت تا شناخته‌ترین و ارزشمندترین بخش از آثار زندگی هنری خویش را تولید كند. او در آنجا به كشیدن طرحهایی آهنگین و پویا با مداد از راهها و مزارع پرداخت كه اكنون به عنوان مجموعه ای از كارهای خصوصی او شناخته می‌شود. 
دومین مرحله از زندگی هنری ون گوگ از سال 1886 در پاریس آغاز می‌شود كه در آن، رنگ نقره ای نقش اول را در آثارش ایفا می‌كند و او را در كسوت امپرسیونیستها مطرح می‌سازد. او در این مرحله، سبك رئالیسم را كه در آثار نخستین او جلوه گر بود، كنار می‌گذارد. ون گوگ در این دوران، از پنجره آپارتمانش در "مونت مارت" پاریس ، پلها و قایقها را در رود سن و برخی، پرتره‌های شخصی را به تصویر كشید.
 نمایشگاه از طریق آثار گردآوری شده تلاش می‌كند حاصل كار ون گوگ را در طول 27 سال به نمایشگاه بگذارد. او در نخستین آثارش در فاصله سالهای 1883 تا 1885 به زندگی در مزرعه توجه می‌كند و تابلوهایش به نشان دادن فعالیتهای روستاییان، مناظر محلی و به ویژه، چهره كارگرانی كه مشقت و سختی كار را در شرایط اجتماعی مزارع هلند تحمل می‌كنند، اختصاص دارد. از جمله آثار او با مداد، "پیرزنی با كلاه" و "آسیاب آبی در گنپ" شهرت بسیار دارد. 
ون گوگ در سطح جهان به عنوان نقاشی مشهور است كه در آثار خود به وفور از رنگهای زرد و لیمویی بهره برده و با كشیدن طرحهای زیبا با مداد به یك نقاش منحصر به فرد در جهان تبدیل گشته است. 
میزان بیمه تابلوهای این نمایشگاه مبلغ سه میلیارد یورو برابر با چهار میلیارد و 334 میلیون دلار تعیین شده است.
مجموعه گردآوری شده در وین، بزرگترین نمایشگاه آثار ون گوگ، نقاش تابلوی مشهور "گلهای آفتابگردان" ظرف 18 سال اخیر است اما این نخستین بار در طول 50 سال گذشته است كه اتریش چنین نمایشگاهی را برگزار می‌كند.
 
 
 
 
 تابلو "اوور – سور – واز"
 
 
 
 اتاق خواب
 
 كافه در شب
 
گلهای آفتابگردان 
 
تابلوی مزرعه گلهای آفتابگردان
 
طبیعت بی جان 
 
 درو در گندمزار

 
 پرتره نقاش
 
شب پرستاره 
 
 
 
 
 
گردآورى: گروه فرهنگ و هنر سيمرغ
منبع: جام جم آنلاين
+ نوشته شده در  شنبه 1388/07/04ساعت 20:54  توسط ماتیلدا  | 

لئوناردو داوینچی

Leonardo_da_Vinci

مجسمه یادبود لئوناردو داوینچی، فلورانس

لئوناردو داوینچی ( متولد۱۵ آوریل ۱۴۵۲ - وفات ۲ مه ‌۱۵۱۹) از دانشمندان و هنرمندان ایتالیایی دروه رنسانس است.داوینچی در رشته‌های معماری، موسیقی، کالبدشناسی، اختراع، مهندسی، تندیسگری، نقاشی و هندسه شخصی برجسته بود.داوینچی را کهن‌الگوی «فرد رنسانسی» دانسته‌اند. او شخصی بود بی‌نهایت کنجکاو و بی‌نهایت خلاق بود.

بیشتر معروفیت او نقاشی‌های شام آخر و مونا لیزا است...


لئوناردو داوینچی در سال ۱۴۵۲ در یک روستای توسکانی زاده شد. او را به شاگردی به آتلیه‌ای در فلورانس فرستادند تا نزد آندرئا دل وروکیو(۱۴۳۵-۱۴۸۸) که نقاش و پیکرتراش بود، آموزش ببیند. وروکیو شهرت عظیمی داشت، یعنی آنچنان شهرتی که شهر ونیز ساخت بنای یادبود بارتولومئو کولئونی را به او واگذاشت. کولئونی سرداری بود که بیش از دلاوریهای نظامی، از جهت اعمال نوعدوستانه خود حق بر گردن مردم ونیز داشت.

در آتلیه‌ای که قابلیت ساخت چنین شاهکارهایی را داشت، لئوناردوی جوان محققا می‌توانست چیزهای زیادی بیاموزد. بدون شک در آنجا با رموز فنی کارهای ریخته گری و کارهای فلزی آشنا شده و آموخته‌است که چگونه با مطالعه و مشاهده دقیق مدلهای برهنه و پوشیده، تابلوها و تندیس‌هایی را پدید آورد. او همچنین به پژوهش درباره گیاهان و جانوران مختلف پرداخت تا بتواند از آنها در تابلوهایش استفاده کند؛ فزوده بر آن، دانش گسترده‌ای در باره نورشناسی، ژرفا نمایی و استفاده از رنگها کسب کرد. چنین آموزشی کافی بود که از هر نوجوان با استعداد دیگری هنرمندی برجسته بسازد، و در واقع شمار زیادی از نقاشان و پیکر تراشان خوب از هنر آموزان آتلیه موفق وروکیو بودند. ولی لئوناردو بسی بالاتر از یک نوجوان با استعداد بود. نابغه‌ای بود که ذهن توانایش تا زمان باقی است آدمیان فانی را به اعجاب و ستایش وا خواهد داشت. خوشبختانه از دامنه وسیع آفرینش گری ذهن لئوناردو اطلاعاتی در دست است، زیرا شاگردان و مریدانش، دفاتر پیش طرح‌ها و یادداشتهای او را به دقت برای ما حفظ کرده‌اند، دفاتری با هزاران صفحه مملو از نوشته‌ها و طراحی‌ها و گزیده کتابهایی که می‌خوانده، و پیش نویس کتابهایی که قصد نگارششان را داشته‌است. هر چه بیشتر از این اوراق را بخوانیم کمتر دستگیرمان می‌شود که چگونه آدمیزاده‌ای توانسته‌است در همه آن حوزه‌های گوناگون پژوهشگری، به کمال برسد و در تقریبا همه آنها خدمات ارزنده و مهمی انجام داده باشد.  

 مونالیزا

 MONALIZA

آثار داوینچی اغلب دارای رمز و راز خاص خود هستند که همین امر باعث شهرت بیشتر داوینچی شده است. مشهورترین اثر داوینچی مونالیزا یا لبخند ژکوند است درباره این نقاشی نکات زیادی گفته شده است از جمله :

*آغاز به کار داوینچی برای کشیدن این تابلو در سال ۱۵۰۳ بود و تا ۱۵۰۷ اتمام آن به طول انجامید . (همین یک نکته کافی است که به اهمیت این نقاشی برای داوینچی پی برده شود)

*شیوه ای که لئوناردو در ترسیم چشمان مونالیزا به کار گرفته باعث می شود تا شما از هر زاویه ای که به نقاشی نگاه کنید چشمان مونالیزا را متوجه خودتان ببینید .

*لبخند خفیفی که بر لبان مونالیزا است تنها در صورتی دیده می شود که شما به هر جایی از نقاشی  غیر از لبان مونالیزا نگاه کنید و به محض خیره شدن به لبان مونالیزا این لبخند به کلی  ناپدید می شود

*طرز نشستن مونالیزا (که آرنج دست چپ را بر دسته صندلی قرار داده و کف دست راست را بر مچ دست چپ )هنوز هم یکی از ژست های محبوب عکسان است

*پلی که در پس زمینه  پشت شانه چپ مونالیزا دیده می شود هنوز هم به عنوان یکی از جاذبه های شهر بورونو پذیرای توریست هاست 

* آرواره های مونالیزا مردانه است و این حدس زده می شود که لئوناردو چهره خودش را به تصویر کشیده است.

 

*در این نقاشی دستهای مونالیزا  متورم است به اعتقاد برخی این امر  دلیل بر آبستن بودن مونالیزا است

حلقه ای در دستان مونالیزا وجود ندارد تا نشان دهد که او متاهل است .

جای خالی مونالیزا بر روی دیوار، لوور

در ۲۱ اوت سال ۱۹۱۱ تابلو مونالیزا توسط یک دزد ایتالیایی دزیده می شود و به ایتالیا آورده می شود. پس از گذشت دو سال این تابلو در زادگاه خود یعنی فلورانس دیده می‌شود و پس از انجام برخی فعالیت‌های اداری و قانونی تابلو دوباره به لوور بازگردانده می‌شود.
در سال ۱۹۵۶ شخصی اقدام به پاشیدن اسید به قسمت پایینی تابلو نمود که مرمت آن سال‌ها به طول انجامید. در دهه های ۶۰ و ۷۰ میلادی شهرهای نیویورک، توکیو و مسکو میزبان این تابلو بودند

 

تابلوی شام آخر

شام آخر یکی از دیوارنگاره‌های لئوناردو داوینچی ایتالیایی است. 

این اثر هنری نشانگر صحنه‌هایی از شام آخر روزهای پایانی عمر مسیح است آنطور که انجیل به آن اشاره کرده‌است. این نقاشی بر پایهٔ کتاب یوحنا، باب ۱۳ آیهٔ ۲۱ است آنجا که مسیح می‌گوید که یکی از ۱۲ حواری اش به وی خیانت خواهد کرد. این نقاشی یکی از مشهورترین و بازارش ترین نقاشی‌های جهان است، که بر خلاف بسیاری از نقاشی‌هایی از این دست قابل مالکیت شخصی نیست چرا که به آسانی نمی‌توان آنرا جابجا کرد.این نقاشی سراسر یک دیوار تالار مستطیل شکلی را می پوشاند که سالن غذاخوری صومعه سانتا ماریا دله گراتسیه در شهر میلان بوده است.

 

لئوناردو داوینچی موقع کشیدن تابلو شام آخر دچار مشکل بزرگی شد:
می بایست نیکی را به شکل عیسی و بدی را به شکل یهودا یکی از یاران عیسی که هنگام شام تصمیم گرفت به او خیانت کند، تصویر می کرد.کار را نیمه تمام رها کرد تا مدل های آرمانی اش را پیدا کند.
روزی دریک مراسم, تصویر کامل مسیح را در چهرة یکی از جوانان یافت.
جوان را به کارگاهش دعوت کرد و از چهره اش اتودها و طرح هایی برداشت. سه سال گذشت.
تابلو شام آخر تقریباً تمام شده بود ؛ اما داوینچی هنوز بری یهودا مدل مناسبی پیدا نکرده بود…کاردینال مسئول کلیسا کم کم به او فشار می آورد که نقاشی دیواری را زودتر تمام کند.
نقاش پس از روزها جست و جو , جوان شکسته و ژنده پوش مستی را در جوی آبی یافت. به زحمت از دستیارانش خواست او را تا کلیسا بیاورند , چون دیگر فرصتی بری طرح برداشتن از او نداشت.
گدا را که درست نمی فهمید چه خبر است به کلیسا آوردند، دستیاران سرپا نگه اش داشتند و در همان وضع داوینچی از خطوط بی تقوایی، گناه و خودپرستی که به خوبی بر آن چهره نقش بسته بودند، نسخه برداری کرد.
وقتی کارش تمام شد گدا، که دیگر مستی کمی از سرش پریده بود، چشمهایش را باز کرد و نقاشی پیش رویش را دید، و با آمیزه ای از شگفتی و اندوه گفت: من این تابلو را قبلاً دیده ام!
داوینچی شگفت زده پرسید: کی؟!
گدا گفت: سه سال قبل، پیش از آنکه همه چیزم را از دست بدهم. موقعی که در یک گروه همسرایی آواز می خواندم , زندگی پراز رویایی داشتم، هنرمندی از من دعوت کرد تا مدل نقاشی چهرة عیسی بشوم!
می توان گفت: نیکی و بدی یک چهره دارند ؛ همه چیز به این بسته است که هر کدام کی سر راه انسان قرار بگیرند.



منبع:takraghami.persianblog.ir

+ نوشته شده در  جمعه 1388/07/03ساعت 21:22  توسط ماتیلدا  | 

هنر نقاشی

تابلوي خواهران و كتاب از ايمان ملكي

ایمان ملکی در بیستم اسفندماه 1354 در تهران متولد شد و از دوران کودکی علاقه زیادی به نقاشی داشت.  از 15 سالگی فراگیری نقاشی را تحت نظر اولین و تنها معلم خود استاد مزتضی کاتوزیان - که بزرگترین نقاش واقعگرای ایران است - آغاز نمود. در سال 1374 وارد دانشگاه هنر شد و چهار سال بعد در رشته گرافیک از این دانشگاه فارغ از تحصیل شد. او در سال 1379 ازدواج کرد. در سال 1380 اقدام به تاسیس << آتلیه نقاشی آرا>> و آموزش نقاشی با رعایت ارزشهای سنتی و کلاسیک این هنر نمود.
مهمترین نمایشگاه هایی که او در آنها شرکت داشته عبارتند از:نمایشگاه نقاشان واقعگرای ایران در موزه هنرهای معاصر تهران (1378) و نمایشگاه های گروهی آتلیه کارا: سال 1377 در نگارخانه سبز و 1382 در موزه هنرهای زیبای کاخ سعد آباد.

 

 

او در سال 1384 موفق به دریافت جایزه << ویلیام بوگرو>> برای تابلوی <<فال حافظ>> و جایزه منتخب رئیس مرکز نوسازی هنر برای تابلوی << دختری کنار پنجره>> در دومین دوره مسابقه (سالن) بین المللی مرکز هنر (ARC) آمریکا شد.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1388/07/03ساعت 15:2  توسط ماتیلدا  |